زندگی به من آموخت

فقط برگرد
نویسنده : نیلوفر - ساعت ۱:٢٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۳٠ آبان ۱۳۸٩
 

با چه زبونی بگم دلم امشب تنگه؟

این راه من نیست، همرنگ جماعت شدنه

اینا خواسته من نبود

تورو خدااااااا بیا، می خوام برگردی، بفهمی، با اینکه جوابتو نمی دم

میزارم ببینی منو، فقط بیا، که زندگیم هیچ رنگ و بویی نداره از وقتی رفتی

تو چی؟

زندگیت چه رنگیه؟

شرمنده خودت شدی یا نه؟ شاید منم اگه تنها بودم، تحت فشار بودم و مرد بودم، شرمنده میشدم

نمی تونم کسی رو راه بدم تو خلوت خودم، خیلی سعی کردم، اما نشد

یاد یه لحظه افتادم امروز،‌لحظه مال ۶ سال پیش بود، اما جلو چشمم بود

وقتی از استرس دیر برگشتن به خونه ناخودآگاه  آه کشیدم، بهم گفتی نمیخوام هیچ وقت تو زندگی آه بکشی، نمی دونم چرا نسبت به آه کشیدن من اینقدر حساس بودی،،، حس قشنگی داشتم،امروز وقتی یه صحنه از یه فیلم، این حس رو برام تداعی کرد، جلو همه اشک تو چشام حلقه زد

اگه می خوای دوباره منو زنده کنی برگرد

باید خودت بفهمی، هرگز بهت نمی گم :(

 


 
comment نظرات ()
 
آخرین وداع با دنیای کودکی
نویسنده : نیلوفر - ساعت ۱٠:٢۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۱ مهر ۱۳۸٩
 

دلم آکنده از عشق بود، احساس می کردم تو دنیا چیزی زیباتر از اون حس پاکی که تو دلم خونه کرده وجود نداره، جلو در دانشکده بودیم، تو چشماش نگاه کردم، مثل همیشه دلم قرص شد وقتی چشماشو دیدم، اما اینبار فرق می کرد، تو چهرش نگرانی دیده می شد، دستشو تو دستم گرفتم، گفتم چی شده عزیز دلم؟،،،، گفت: کارم درست شده،،، مامان اینا اصرار دارن برم ،،، چشمام از تعجب تو چشماش ثابت شد،همه تنم یخ کرده بود، دستام سر شد. دستش از تو دستم رها شد، دلم هررررری ریخت ،‌ بغضم گرفت،، نمی فهمیدم چی می گه ،،،، اصلا نمی فهمیدم،،،، اون اولین و آخرین عشق من بود، بهم قول داده بود از کنارم جم نمی خوره ، خودش گفته بود همیشه کنارمه،خودش گفته بود هر جا بره منو با خودش می بره، خودش گفته بود من دنیاشم...

باورم نمی شد، حس کردم یه چیزی تو دلم قلچچچ شکست،ملتمسانه بهش نگاه کردم، پقی زدم زیر گریه، فکر کنم دلش سوخت و من بعد از اون ماجرا از این که دیگران دلشون برام بسوزه، متنفر شدم...

گفت تو رو با خودم می برم، گفتم من ١ سال دیگه درسم تموم میشه، گفت میرم اونجا، پیش هر کی لازم باشه میرم، خودمو به آب و آتیش میزنم، تورو میبرم اونجا... دلم یکم آروم گرفت....  اما نمیدونستم نمیدونه این حرفاش تا آخر عمر تو ذهنم ثبت میشه

گذشت و گذشت و گذشت

امروز قلبم خالیتر از دیروزه

امروز دست کم ٣ سال از اون ماجرا می گذره

هنوز اون لحظه یادمه، اون صحنه، اون نگاه،،،

نمی دونم چی گذشت

نمی دونم چه جوری گذشت اما.....

مطمئنم اگه من جای اون بودم هرگز نمیرفتم .... هرگز

 

گفتمش دل می خری؟ پرسید چند؟ گفتمش دل مال تو تنها بخند، خنده کرد و دل ز دستانم ربود، تا به خود باز آمدم او رفته بود، دل ز دستش روی خاک افتاده بود،،،، رد پایش روی دل جا مانده بود


 
comment نظرات ()
 
آهنگ و ترجمه دروغگوی زیبا "Beautiful liar"
نویسنده : نیلوفر - ساعت ٥:٢۸ ‎ب.ظ روز شنبه ٤ اردیبهشت ۱۳۸٩
 

Beautiful liar

دروغگوی زیبا

Ay! Ay!
(Nobody likes being played)

هیچ کسی دوست ندارد با او بازی شود
Ay!

Oh, Beyoncé, Beyoncé
Oh, Shakira, Shakira
(Hey!)

He said I'm worth it, his one desire

او گفت من ارزشش را دارم، ارزش خواستن او


I know things about him that you wouldn't want to read about

من چیزهایی در مورد او میدانم که شما نمی دانید
He kissed me, he's a one and only beautiful liar

او مرا بوسید، تنها او و فقط  یک دروغ گوی زیبا بود
(Yes!)
Tell me how you tolerate the things I just found out about

به من بگو چگونه طاقت چیزهایی را داشتی که من تازه متوجه آن شدم

you'll never know, why are we the ones who suffer?

توهرگز نخواهی دانست ، چرا جزو کسانی هستیم که رنج می بریم؟


I have to let go

من مجبورم همه چیز را رها کنم
He won't be the one to cry

او هرگز آن کسی نیست که گریه می کند



Ay! Let's not kill the karma

افسوس! بیایید کارما را نکشیم
Ay! Let's not start a fight

افسوس ! بیایید مبارزه را شروع نکنیم
Ay! It's not worth the drama

افسوس! ارزش درام را ندارد

For a beautiful liar

برای دروغگویی زیبا

Oh! Can't we laugh about it?

اوه! آیا می توانیم به آن بخندیم؟
(Ha ha ha)
Oh! It's not worth our time

اوه! این ارزش وقت ما را ندارد
Oh! We can live without him

اوه! ما میتوانیم بدون آنها (پسر) زندگی کنیم
Just a beautiful liar

فقط 1 دروغگوی زیبا

I trusted him but when I followed you I saw you together

من به او اعتماد کردم اما وقتی تورا تعقیب کردم  شمارا با هم دیدم
I didn't know about you then 'til I saw you with him when, yeah

من در مورد تونمیدانستم تا وقتی تورا دوباره با او(پسر) دیدم ، بله


I walked in on your love scene, slow dancing

من درعرصه عشق شما قدم گذاشتم، آرام باهم میرقصیدید
You stole everything, how can you say I did you wrong?

تو همه چیزرا به سرقت بردی،چطور میتوانی بگویی اشتباه من نبودی؟

We'll never know when the pain and heartbreak's over

ما هرگز نمی دانیم چه وقتی درد و قلب شکستن هایمان پایان می یابد


I have to let go

من مجبورم همه چیز را رها کنم
The innocence is gone!

پاکی از دست رفته است !

Ay! Let's not kill the karma
Ay! Let's not start a fight
Ay! It's not worth the drama
For a beautiful liar

Oh! Can't we laugh about it?
(Ha ha ha)
Oh! It's not worth our time
Oh! We can live without him
Just a beautiful liar

Tell me how to forgive you when it's me who's ashamed

به من بگو چگونه می توانم تورا ببخشم در حالیکه  این منم که شرمنده ام
And I wish I could free you of the hurt and the pain

و امیدوارم  بتوانم تورا از صدمه و درد رها کنم
But the answer is simple, he's the one to blame!

اما جواب ساده است، او تنها مقصر است
Hey!

Ay! Beyoncé, Beyoncé
Ay! Shakira, Shakira
Oh! Beyoncé, Beyoncé
Oh! Shakira, Shakira
(Hey!)

Ay! Let?s not kill the karma
Ay! Let?s not start a fight
Ay! It?s not worth the drama
For a beautiful liar

Oh! Can't we laugh about it?
(Ha ha ha)
Oh! It's not worth our time
Oh! We can live without him
Just a beautiful liar

این ترجمه برداشت من هست از این آهنگ،امیدوارم که درست باشه و این هم لینک دانلود آهنگ

http://www.4shared.com/audio/UOU_dyUa/beautiful_liar.html?s=1

 


 
comment نظرات ()
 
همه چی آرومه من چقدر خوشحالم
نویسنده : نیلوفر - ساعت ٤:٥٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳٠ فروردین ۱۳۸٩
 

این آهنگ آرامش عجیبی به من می ده ، یک آهنگ با انرژی بی نهایت مثبت!

http://www.4shared.com/audio/1bSScNdV/Hamid_TalebZadeh___Hamechi_Aro.html?s=1


 
comment نظرات ()
 
هجرت
نویسنده : نیلوفر - ساعت ۱۱:٥۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٦ فروردین ۱۳۸٩
 

"هجرت سرابی بود و بس ، خوابی که تعبیری نداشت،هرکس که روزی یار بود،اینجا مرا تنها گذاشت،اینجا مرا تنها گذاشت"
اینو واسه غریبی می نویسم که این روزا خییییلی دلم هواشو کرده!
عزیز من! حس غریبی دارم، مادرم که همه ی زندگیمه‌، پدرم که شرم دارم از نگاه کردن به چهره ی خستش،به قامت خمیدش، خجالت می کشم دستاشو ببوسم، در کنار من هستن، جواهرات گرانبهای زندگی من هستن،‌ اما باز هم تنها و غریبم!
من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که پیش از هر فریادی لازم است

خدای بزگ من، چقددددددددر دلم برات تنگه، چقدددددددددر ازت ممنونم، به خاطر تمام نعمت های زیبایی که به من دادی

مسافر غریب من، با نبودنت، کمبود بزرگی رو حس کردم، بهار زیبای ٨٩ داره بوی تورو میاره، کاش می تونستم داد بزنم و بگم دددلم خییییییییییییییلی برات تنگه

بگم وقتی نیستی، گل هستی، خشک و بیرنگ میشه

بگم عزیز نازنینم، فرشته ی زیبای من، کجای این دنیا،تک و تنها، نشستی و زانوی غم بغل کردی؟ مگه نیلوفرت مرده بود؟ که انگار واقعا مرده بود! ١ مرده ی متحرک

بگم تو هم مث همه ی ماها، سر دوراهی موندی و، دلو به دریاها زدی، گفتی غریبی بهتره

بگم الهی بمیرم برای اون دل کوچولو و نازنینت، منو ببخش، اگه با نبودنم تنهات گذاشتم،تو که کسی رو جز من نداشتی،بگم نکن گریه،منم اینجام،بذار دستاتو تو دستام،تو احساس منو می خوای،منم ای گل،تورو می خوام

بگم بیا پرواز کنیم،خیییییلی وقته زمینگیر شدم، بیا بالا رو نگاه کنیم، از زمینی ها دلم گرفته

بگم الهی بمیرم واسه همه ی غریبیات، واسه همه ی تنهایی هات

بگم بی صبرانه منتظرم تا ببینمت، زود بیا،دیگه صبرم سر اومد

وقتی هستی، وقتی حست میکنم، مثل سایه ی خدا، منو حفظ میکنی از همه ی بدی ها، از همه ی زشتی ها، تو که بهترینم بودی

چه روزایی رو گذروندی، که هیچکی در کنارت نبود، چطوری طاقت اوردی؟من مطمئنم، خدا باهات بود

با همه ی وجودم فریاد می زنم که خییییییییییییییییییییلی کمت دارم،زیاااااااااااد

 


 
comment نظرات ()
 
جملات پر معنا
نویسنده : نیلوفر - ساعت ۱۱:٤٧ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٥ اسفند ۱۳۸۸
 

·         عمر شما از زمانی شروع می شود که اختیار سرنوشت خویش را در دست می گیرید.

·         آفتاب به گیاهی حرارت می دهد که سر از خاک بیرون آورده باشد.

·         تنها راهی که به شکست می انجامد، تلاش نکردن است.

·         دشوارترین قدم، همان قدم اول است.

·         امید، درمانی است که شفا نمی دهد، ولی کمک می کند تا درد را تحمل کنیم.

·         بجای آنکه به تاریکی لعنت فرستید، یک شمع روشن کنید.

·         آنچه شما درباره خود فکر می کنید، بسیار مهمتر از اندیشه هایی است که دیگران درباره شما دارند.

·         همواره بیاد داشته باشید آخرین کلید باقیمانده، شاید بازگشاینده قفل در باشد.

·         برای کسی که آهسته و پیوسته می رود، هیچ راهی دور نیست.

·         وقتی زندگی چیز زیادی به شما نمی دهد، بخاطر این است که شما چیز زیادی از آن نخواسته اید.

·         در اندیشه آنچه کرده ای مباش، در اندیشه آنچه نکرده ای باش.

·         امروز، اولین روز از بقیة عمر شماست.

·         وقتی توبیخ را با تمجید پایان می دهید، افراد درباره رفتار و عملکرد خود فکر می کنند،نه رفتار و عملکرد شما.

·         سخت کوشی هرگز کسی را نکشته است، نگرانی از آن است که انسان را از بین می برد.

·         اگر همان کاری را انجام دهید که همیشه انجام می دادید،همان نتیجه ای را می گیرید که همیشه می گرفتید.

·         ما زمان را تلف نمی کنیم، زمان است که ما را تلف می کند.

·         افراد موفق کارهای متفاوت انجام نمی دهند، بلکه کارها را بگونه ای متفاوت انجام می دهند.

·         پیش از آنکه پاسخی بدهی با یک نفر مشورت کن ولی پیش از آنکه تصمیم بگیری با چند نفر مشاوره ای داشته باش.

·         کار بزرگ وجود ندارد، به شرطی که آن را به کارهای کوچکتر تقسیم کنیم.

·         کارتان را آغاز کنید، توانایی انجامش بدنبال می آید.

·         انسان همان می شود که اغلب به آن فکر می کند.

·         آنکه می تواند نسبت به نیکی دیگران ناسپاس باشد، از دروغ گفتن باک ندارد.

·         هرکس، آنچه را که دلش خواست بگوید، آنچه را که دلش نمی خواهد می شنود.

·         اگر هر روز راهت را عوض کنی، هرگز به مقصد اصلی نخواهی رسید.

·         کسانی که نمی توانند فرصت کافی برای تفریح بیابند،دیر یا زود وقت خود را صرف معالجه می کنند.

·         صاحب اراده، فقط پیش مرگ زانو می زند، و آن هم در تمام عمر، بیش از یک مرتبه نیست.

·         وقتی شخصی گمان کرد که دیگر احتیاجی به پیشرفت ندارد، باید تابوت خود را آماده کند.

·         کسانی که در انتظار زمان نشسته اند، آنرا از دست خواهند داد.

·         کسی که در آفتاب زحمت کشیده، حق دارد در سایه استراحت کند.

·         بهتر است دوباره سئوال کنی، تا اینکه یکبار راه را اشتباه بروی.

·         هرگاه مشکلی را مطرح می کنید، برای رفع آن هم راه حلی پیشنهاد کنید.

·         کیفیت جامع یعنی درست انجام دادن همه کارها در همان بار اول.

·         آنقدر شکست خوردن را تجربه کنید تا راه شکست دادن را بیاموزید.

·         اگر خود را برای آینده آماده نسازید، بزودی متوجه خواهید شد که متعلق به گذشته هستید.

·         خانه ات را برای ترساندن موش، آتش مزن.

·         خودتان را به زحمت نیندازید که از معاصران یا پیشینیان بهتر گردید،سعی کنید از خودتان بهتر شوید.

·         اینجا، کار تمام نشده است، حتی آغاز پایان هم نیست، اما شاید پایان آغاز باشد.

·         خداوند به هر پرنده‌ای دانه‌ای می‌دهد، ولی آن را داخل لانه‌اش نمی‌اندازد.

·         درباره درخت، بر اساس میوه‌اش قضاوت کنید، نه بر اساس برگهایش.

·         از لجاجت بپرهیزید که آغازش جهل و پایانش پشیمانی است.

·         انسان هیچ وقت بیشتر از آن موقع خود را گول نمی‌زند که خیال می‌کند دیگران را فریب داده است.

·         کسی که دوبار از روی یک سنگ بلغزد، شایسته است که هر دو پایش بشکند.

·         هرکه با بدان نشیند، اگر طبیعت ایشان را هم نگیرد، به طریقت ایشان متهم گردد.

·         کسی که به امید شانس نشسته باشد، سالها قبل مرده است.

·         اگر جلوی اشتباهات خود را نگیرید، آنها جلوی شما را خواهند گرفت.

·         اینکه ما گمان می‌کنیم بعضی چیزها محال است، بیشتر برای آن است که برای خود عذری آورده باشیم.

 پی نوشت:مربوط به مجموعه ای از فیلسوفان هست که ذکر منبع را سخت می کند

 

 


 
comment نظرات ()
 
نکات کوچک زندگی
نویسنده : نیلوفر - ساعت ۱۱:۱۸ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٥ اسفند ۱۳۸۸
 

این بار در کمال راحت طلبی اقدام به کپی پیست می کنم،البته با رعایت قانون کپی رایت!

* اون هایی هست که من قبولشون دارم و ** اونهایی که واقعا درسته!

  1.  وقتی به شدت عصبانی شدی دستهایت را در جیبهایت بگذار.  
  2. ** یادت باشد بهترین رابطه میان تو و همسرت زمانی است که میزان عشق و علاقه تان به هم بیش از میزان نیازتان به یکدیگر باشد. 
  3. ** مهم نیست چه سنی داری هنگام سلام کردن مادرت را در آغوش بگیر.
  4. * اگر کسی تو را پشت خط گذاشت تا به تلفن دیگری پاسخ دهد تلفن را قطع کن. 
  5.  هیچوقت به کسی که غم سنگینی دارد نگو " می دانم چه حالی داری " چون در واقع نمی دانی . 
  6. * یادت باشد گاهی اوقات بدست نیاوردن آنچه می خواهی نوعی شانس و اقبال است.
  7.  هیچوقت به یک مرد نگو موهایش در حال ریختن است. خودش این را می داند.
  8. * از صمیم قلب عشق بورز. ممکن است کمی لطمه ببینی، اما تنها راه استفاده بهینه از حیات همین است.
  9. * در مورد موضوعی که درست متوجه نشده ای درست قضاوت نمی کنی. 
  10.  وقتی از تو سوالی را پرسیدند که نمی خواستی جوابش را بدهی، لبخند بزن و بگو:  "برای چه می خواهید بدانید؟"
  11.  هرگز موفقیت را پیش از موقع عیان نکن.
  12.  هیچوقت پایان فیلم ها و کتابهای خوب را برای دیگران تعریف نکن. 
  13.  با زنی که با بی میلی غذا می خورد ازدواج نکن.
  14. * وقتی احساس خستگی می کنی اما ناچاری که به کارت ادامه بدهی، دست و صورتت را بشوی و یک جفت جوراب و یک پیراهن تمیز بپوش. آن وقت خواهی دید که نیروی دوباره بدست آورده ای. 
  15.  هرگز پیش از سخنرانی غذای سنگین نخور. 
  16. ** راحتی و خوشبختی را با هم اشتباه نکن. 
  17.  هیچوقت از بازار کهنه فروشها وسیله برقی نخر. 
  18. ** شغلی را انتخاب کن که روحت را هم به اندازه حساب بانکی ات غنی سازد.  
  19. * سعی کن از آن افرادی نباشی که می گویند : " آماده، هدف، آتش "  
  20. * هر وقت فرصت کردی دست فرزندانت را در دست بگیر. به زودی زمانی خواهد رسید که او اجازه این کار را به تو نخواهد داد. 
  21. * چتری با رنگ روشن بخر. پیدا کردنش در میان چتر های مشکی آسان است و به روزهای غمگین بارانی شادی و نشاط می بخشد.  
  22.  وقتی کت و شلوار تیره به تن داری شیرینی شکری نخور.  
  23. ** هیچوقت در محل کار درمورد مشکلات خانوادگی ات صحبت نکن. 
  24.  وقتی در راه مسافرت، هنگام ناهار به شهری می رسی رستورانی را که در میدان شهر است انتخاب کن.  
  25.  در حمام آواز بخوان. 
  26. * در روز تولدت درختی بکار.
  27. * طوری زندگی کن که هر وقت فرزندانت خوبی، مهربانی و بزرگواری دیدند، به یاد تو بیفتند. 
  28. * بچه ها را بعد از تنبیه در آغوش بگیر.
  29.  فقط آن کتابهایی را امانت بده که از نداشتن شان ناراحت نمی شوی. 
  30. * ساعتت را پنج دقیقه جلوتر تنظیم کن. 
  31. * هنگام بازی با بچه ها بگذار تا آنها برنده شوند. 
  32.  شیر کم چرب بنوش.
  33. * هرگز در هنگام گرسنگی به خرید مواد غذایی نرو. اضافه بر احتیاج خرید خواهی کرد. 
  34. ** فروتن باش، پیش از آنکه تو به دنیا بیایی خیلی از کارها انجام شده بود.  
  35. ** از کسی که چیزی برای از دست دادن ندارد، بترس.
  36. * فراموش نکن که خوشبختی به سراغ کسانی می رود که برای رسیدن به آن تلاش می کنند.

پی نوشت:کتاب نکته های کوچک زندگی نوشته اچ جکسون براون

H. Jackson Brown, Jr., Life's Little Instruction Book 


 
comment نظرات ()
 
"امید یعنی اینکه یادمان باشد خداوند آنقدر بزرگ است که فرصت جبران دوباره را به ما
نویسنده : نیلوفر - ساعت ٩:٠٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۸۸
 

بخشیده است"

چه روزگار عجیبیه

دلم می خواد تو اینهمه افکار منفی‌،فقط به جلو رفتن فکر کنم

کمی که دقیق می شم می بینم گاهی اوقات خودم هم مانع خودم میشم!میگن باید تجربه کنی تا یاد بگیری،از هر تجربه ای که نمیشه یاد گرفت،یعنی ارزشش رو نداره! البته گاهی اوقات!


نمی دونم،کلمه ایه که این روزا زیاد استفاده می کنم

می ترسم،واژه ایه که این روزا زیاد تو ذهنم چرخ میزنه!

و افکار گذشته،گذشته ی زیبا،که شاید زیبا نبود،اما تو زیبا میبینیش

و گذشت،واژه ای که سخته این روزا انجام دادنش

و اینکه خدایا،خدای من،که فقط می تونم بگم مال خود خودمی،چرا داره ایییینقدر طولانی میشه؟رسیدن به آرامش

 


 
comment نظرات ()