زندگی به من آموخت

وقتی تو مهربونمی
نویسنده : نیلوفر - ساعت ٦:٠۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱ شهریور ۱۳۸۸
 

امروز یکی از روزهای قشنگیه که دیگه احساس شکی وجود نداره

واقعیت محضه و این عشقه که ماندگاره

یه روزهایی همه چیز پیچ می خوره، روزگار بالا و پایین داره اما این لحظه ها هیچ وقت از خاطر من نمی ره.

روز هایی که دوستم داری،روزهاییه که همه چیز قشنگ تره، من زیباترم، شادترم،وقتایی که نمی تونم بهت سخت بگیرم،لحظه هایی که آسمون و زمین جاشونو عوض کنند هم نمی تونم تو رو مقصر ببینم،نه... تو همیشه بیگناهی

اگه ازت دورم،اگه دوری داره طولانی می شه،اگه واسم وقت نداری،اگه روز من شب تو هست و شب من روز تو،اگه حتی نیستی که بدونی تو دل من چی می گذره،دلداری هاتو ندارم، چه اهمیتی داره؟من که ازت ناراضی نیستم،مهم نیست مردم چی می گن،کی گفته تو مقصری؟

مقصر منم،که پیشت نیستم

اما اینو بدون ما همیشه با همیم،تو همیشه دوست داشتنی ترینمی

من هنوزم محکم هستم وبه راهم ایمان دارم

نتیجه گیری:

"با وجود عشق تحمل سختی ها امکان پذیره"